|
آيا به موازات رشد تكنولوژي و پيشرفت ابزارآلات ماشيني ، معنويت و انسانيت نيز رشد خواهند كرد ؟ حتي با اين فرض كه مدرنيته رفاه را با خود به ارمغان مي آورد ، آيا مي توان نتيجه ي آن را همواره صلح و دوستي بين انسان ها دانست ؟ به نظر مي رسد كه حداقل تاكنون در واقع چنين نبوده است . كافيست به تفاوت روابط گرم خانوادگي در گذشته و روابط خانوادگي امروزي توجه كنيم تا متوجه نبود رابطه اي معنا دار ميان تكنولوژي و دوستي و صميميت ( و حتي رفاه ) شويم . در مسير دانشگاه به اين موضوع فكر مي كردم كه متوجه رابطه ي مترو با موضوع مورد بحث شدم ! ( و شايد مترو جرقه ي تفكر در مورد اين موضوع را در ذهنم ايجاد كرد ) و جملات زير به ذهنم خطور كرد : ----------------------- همگي منتظر فن مدرن لب سكوي سقوط كه شتابان آمد ----------------------- و هجوم بشر عصر اتم سوي سلول قطار باز هم تجربه ي تنگي قبر ! باز هم قحطي انسان بودن و قطاري كه سرانجام نداشت ----------------------- جنبش تكنولوژي چه به سرعت همه را در دل تاريكي برد ----------------------- ميله هاي قفس تنگ قطار چه نمك نشناسند حرمت گرمي دستان تو را نشناسند غاصب منزل دستان تو اند ---------------------- ... و صدايي مي گفت كه توقف گاه است و توقف گاهش دو سه گام از ظلمت فاصله داشت + نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1388 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||