|
انسان در هر حال نمي تواند جز خداوند را دوست بدارد . شاهد اين قضيه ، اشتهاي سيري ناپذير انسان در كسب كمالات است . ثروت ، زيبايي ، تحصيلات ، قدرت و ساير كمالات ، نمي توانند انسان را قانع كنند و انسان در هر درجه اي از اين كمالات كه قرار داشته باشد ، بالاتر از آن را خواهان است ؛ تا جايي كه به موجودي بي نهايت مي رسد كه واجد همه ي خوبي هاست .
خدايي كه وجود داشته باشد و يا نداشته باشد ، فرض وجودش سبب خيرات فراوانيست . به عبارتي ، چه بسا انسان هايي كه خداوند را ابزاري براي رفاه زندگي دنيوي خود قرار مي دهند . حتي كساني كه با زبان وجود خداوند را منكر هستند ، فراوان با ياد او به آرامش مي رسند . از اينها بگذريم . يك سوال از كساني كه منكر وجود خدا هستند مي پرسم ! شما كه خداوند را منكريد ، چطور ما آدميان با اين درجه از ضعف و نقص را شايسته ي وجود مي دانيد ، اما خداوند با آن عظمتش را لايق وجود نمي دانيد ؟!
۱. مدتيست كه كمتر فرصت وبلاگ خواني و وبلاگ نويسي دارم . ۲ . اين ارسال ، صرفا براي اطلاع شما خواننده ي محترم ، از زنده بودن نويسنده منتشر شد . ۳ . زمان دقيق ارسال نوشته ي بعدي با خداست . + نوشته شده در هجدهم آبان 1387 توسط یک حيوان ناطق |
ريسك و خطر پذيري ، قرين يك نوع نا آرامي و بي ثباتي ناخوشايند است . آهسته و پيوسته رفتن هم وصول به هدف را تضمين مي كند و هم اضطراب و تشويش خطرپذيري را به همراه ندارد . همانطور كه در ارسال قبل به عرض رساندم ، تمام شئون زندگي و حركات و سكنات انسان بايد با احتياط همراه باشد و اگر سخني از ريسك مطرح مي شود بايد پرسيد : ريسك براي چه ؟ معمولا در موقعيتي ريسك مطرح مي شود كه در يك طرف قضيه سودي كلان و در طرف ديگر ضرر و زياني قرار داشته باشد . اين زيان جنبه ي خطرپذيري موضوع را بوجود مي آورد و آن منفعت كلان ، گرايش انسان به خطر پذيري را . با نگاه رياضي در موقعيتي كه طرفين ( سود و زيان ) در جايگاهي برابر قرار دارند ، ريسك كردن عاقلانه نيست . اما من نمي فهمم كه اين چه منفعت بزرگيست كه لياقت آن را دارد كه برايش ريسك كنيم و از آرامشي كه معلول احتياط است بخاطر او صرف نظر كنيم . اين پست ، نقدي بود بر اين نوشته + نوشته شده در دوم آبان 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||