|
عده اي با ظلم به ديگران به درگاه خداوند تقرّب مي جويند ! اگر چه با توجيهات مختلف ، ظلم خود را عين عدل مي پندارند . اين گونه رفتارها ريشه در جزميت جاهلانه دارد ؛ چه اگر انسان در ضمن باور به عقايدي كه خود بدان رسيده ، باور ديگران را براي خود آنها حجّت بداند ، كرامت ذاتي انسانها را ناديده نخواهد گرفت . اكثر متديّنان دين و مذهب خود را از خانواده ي خود به ارث مي برند . از طرفي اين امكان وجود داشت كه هر كدام از ما در خانواده و جغرافيايي ديگر متولد شويم و به باورهايي ديگر معتقد باشيم . پس خشونت و ظلم نسبت به پيروان ديگر مسلك ها از سر تعصب نسبت به دين نيست ، بلكه همان تعصب قومي و قبيله اي است . + نوشته شده در بیست و ششم تیر 1387 توسط یک حيوان ناطق |
از خصوصيات آموزه هاي ديني ، فرابشري بودن آنهاست . و اين بدين معناست كه درك چرايي وضع برخي از مناسك شرع خارج از توان عقل انسان است و اساسا نياز انسان به دين ناشي از همين واقعيت است . به بيان ديگر اگر عقل به تنهايي به فلسفه ي تشريع تمام آموزه هاي وحياني دست مي يافت ، ديگر نيازي به دين احساس نمي شد . اما افراط و تفريط در اين مسأله خطرناك است . يكي از دين اعراض مي كند ، چرا كه براي برخي مسائل درون ديني دليل عقلي نمي يابد . و يكي تمام اخبار منتسب به دين را با چشم و گوش بسته مي پذيرد ؛ غافل از اينكه گوهر دين در هاله اي از توهّمات بشري نهان است . + نوشته شده در چهاردهم تیر 1387 توسط یک حيوان ناطق |
نوع بشر در حال تحصيل است و فارغ التحصيل يافت مي نشود ! يكي دانش مي اندوزد و ديگري ثروت . يكي به دنبال زيبايي ظاهريست و ديگري در پي كسب اخلاق و انصاف . اما اگر نيك بنگريم دانش و ثروت و زيبايي و اخلاق و ... را در راه خريد كالايي باارزش تر مصرف خواهيم كرد . سوال اينست كه آيا ارزش اينها ذاتيست و يا اعتباري ؟ پول را در نظر بگيريد ؛ اگر فردا قانوني تصويب شود كه مِن بعد تمام معاملات بصورت معامله ي كالا با كالا خواهد بود ، پول ارزش خود را از دست خواهد داد . يا حتي پول رايج در يك كشور ، در كشور همسايه ديگر ارزش نخواهد داشت . بنده در مورد ارزش ها قضاوتي نمي كنم ، اما عقلانيست ثروتي بيندوزيم كه اگر فردا قانون جديدي حاكم شد و يا در سرزميني ديگر قدم نهاديم ، اين ثروت اعتبار خود را از دست ندهد . + نوشته شده در ششم تیر 1387 توسط یک حيوان ناطق |
|
| ||||||||||||