تبليغاتX
صیقل

صیقل

ايدئولوژي مردمان يك كشور ، سخت متاثر از طرز تفكر حاكمان آن مملكت است . البته نبايد جز اين انتظار داشت . انسان (همچون جوجه اردكي كه سر از تخم بيرون مي آورد و اولين موجودي را كه مي بيند مادر خود مي پندارد ) در جامعه اي رشد مي كند كه فضاي رسانه اي آن همسو با انديشه هاي حاكم بر جامعه است و او چيزي نمي بيند جز آن چه حاكمان مي خواهند و چه سخت است براي چنين شخصي انديشه هايي متفاوت داشتن .

حتي پيكر خوش نقش دين نيز از تيشه ي تفكر غلط حاكمان يك كشور در امان نيست . مذهب و آيين يك كشور به ناچار مي بايست كه از فيلتر حاكميت عبور كند و چه بسا امور مهم ديني كه نامهم جلوه اش دهند و فراوان امور فرعي كه اصلش تلقي مي كنند . دين محدود و محدود تر مي شود و محدوديت همان دين و دين همان محدوديت انگاشته مي شود . احكام دين به مردم تحميل مي شود و مردم نيز طعم دين را نچشيده آن را مي بلعند . تنگ نظري صاحبان قدرت و استفاده هاي ابزاري از دين از عوامل اصلي ايجاد چنين فرآيندي در يك كشور است .

اين پديده دين را از پشت خنجر مي زند و بيش از هر حيله اي كه براي ضربه زدن به دين بكار گرفته مي شود ، موثر است .

+ نوشته شده در نهم تیر 1388 توسط یک حيوان ناطق |


در دنياي كنوني ، هر حركت و جنبش و تفكري در سايه ي اقتصادي قوي گسترش پيدا خواهد كرد . فرهنگ را به كالايي تشبيه مي كنم كه هر اندازه هم مرغوب باشد ، بدون تبليغات موثر و حمايت هاي مالي خريداران زيادي نخواهد داشت . اقتصاد پويا لازمه ي هر ترقي و پيشرفتي در كشور است . faghr

تصور صادرات فرهنگ و دين به جهان و حتي احياء آنها در يك كشور ، بدون سرمايه گذاري هاي مالي توهمي بيش نيست . نمي توان صحبت از ترويج ديانت در جامعه كرد اما اقتصاد را ناديده گرفت . اين نكته را شرق و غرب متوجه شده اند و با سرمايه گذاري هاي وسيع به دنبال برقراري حكومتي جهاني تحت حاكميت فرهنگ و آيين خود هستند . 

از اين مقدمه ي كوتاه مي توان نتيجه گرفت كه چرا پرداختن صحيح به اقتصاد كشور به عنوان يكي از مولفه هاي اصلي انتخاب در بحث رياست جمهوري مورد توجه قرار مي گيرد .

طبيعتا در جامعه اي كه افراد به سوي فقر در حركت هستند ، دغدغه ي اصلي مردم آن جامعه تهيه ي نان شب و تلاش براي بقا خواهد بود و صحبت از دينداري عاقلانه و آگاهانه مطرح نخواهد بود . وضع مالي نامناسب نه تنها عده اي را به دزدي ، فحشا و مفاسد مالي سوق مي دهد ، بلكه حاكميت ديني و بالتبع دين را نزد گروهی وسیع تر بد نام مي كند .

تاريخ نشان داده است كه مردم با فرهنگ ايران همواره بر صراط مستقيم انسانيت و در جهت اجراي احكام الهي حركت كرده اند ؛ اكتفاي حاكمان به حفظ ظواهر ديني در جامعه براي چنين مردمي كه خود در مسير دينداري و شريعت گام بر مي دارند بيهوده است . اين يك تفكر غلط است كه مردم اگر شكمشان سير شد طغيان مي كنند اما متاسفانه گاهي حاكمي كه خود زاهد است ، زهد را بر مردم تحميل مي كند .

ايراني لايق اين محروميت ها نيست . ايراني لايق بهترين امكانات و شرايط است .

+ نوشته شده در هشتم خرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


كاملا به خاطر دارم كه چرا چهار سال پيش نه تنها در مرحله ي اول ، بلكه در هر دو مرحله ي انتخابات رياست جمهوري به رئيس جمهور فعلي راي دادم . به مردي راي دادم كه ادعا مي كرد مشكل امروز ما مدل موي جوانمان نيست و دولت بايد اقتصاد را سامان دهد . به مردي راي دادم كه ادعا مي كرد پول نفت را سر سفره هاي مردم مي آورد ؛ به مردي كه ادعاي اجراي عدالت و آزادي را داشت . ahmadinejad

به او راي دادم ، چرا كه آرمان هاي او را در ظاهر فراتر از اهداف ديگر نامزد ها مي ديدم . حتي از زهد و سادگي و پركاري او مطلع بودم . مي دانستم كه برخلاف بسياري از صاحبان قدرت ، به دنبال دزدي و استفاده ي شخصي از بيت المال نيست .

 اكنون چهارسال از آن زمان مي گذرد . شايد برداشت من و عده اي ديگر ، از اين شعار ها با آن چيزي كه در ذهن ايشان بوده است تفاوت دارد و لذاست كه تصور مي كنيم اين شعار ها نه تنها محقق نشده اند بلكه در اين مدت بر خلاف آن ادعاها رفتار شده است .

در هيچ فرهنگي آزادي را بركناري اساتيد و روشنفكران از منصب خود و بستن پي در پي روزنامه ها و سايت هاي سياسي معنا نكرده اند . هيچ انساني شجاعت را دشمن سازي نمي داند و هيچ عاقلي ، دفاع رئيس جمهور از وزير قلابي را خدمت به ملت نمي پندارد .

اكتفا به اجراي ظواهر ديني و حواله كردن ناخواسته ي مشكلات به خدا و پيغمبر و اهل بيت عليهم السلام با كدام منطق سازگار است ؟ زهد دولت از يك طرف و خروج ارز هاي كلان به واسطه ي بيان سخنان نسنجيده از سوي ديگر چه توجيهي دارد ؟

چرا در اين چهار سال ، صاحبان قدرت عملا به جرگه ي مقدسات پيوسته اند ؟ آيا وقت آن نيست كه كمتر از دين بگوييم و بيشتر به آن عمل كنيم ؟

+ نوشته شده در هفتم خرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


همايش باشكوه امروز در ورزشگاه دوازده هزار نفري آزادي - كه به شخصه تعداد دانشجويان حاضر را بيش از پانزده هزار نفر تخمين مي زنم - نشان از حمايت حداكثري دانشجويان كشور از جناب ميرحسين موسوي دارد .

در اوايل برنامه همسر شهيد رجايي به ايراد سخن پرداختند و از كساني كه به غلط سيره ي خود را همچون رجايي مي دانند انتقاد كردند و جناب ميرحسين موسوي را در منش شبيه ترين فرد به شهيد رجايي دانستند .

سپس پدر شهيد جهان آرا پشت ميكروفن قرار گرفتند . ايشان فرد اصلح را جناب مهندس ميرحسين معرفي كردند و سپس پيشنهاداتي را براي رفاه حال مردم خطاب به ميرحسين موسوي مطرح كردند .

 پس از ايشان جمعي از هنرمندان و ورزشكاران حاضر در جلسه به بيان جملاتي مختصر اكتفا كردند . آقايان سهيل محمودي ، كيومرث پور احمد ، يوسف كرمي و عده از بازيگران سينما در جمع گرم ما حضور داشتند .

سپس خانم دكتر زهرا رهنورد با تشويق دانشجويان پشت تريبون قرار گرفتند و مثل هميشه سخن خود را از تبعيض هاي جنسيتي موجود در كشور آغاز كردند . در ادامه از وضع فعلي به شدت انتقاد كردند .

در نهايت نوبت به دكتر سيد محمد خاتمي رسيد ؛ كسي كه گويا درد را بهتر از همه مي فهمد و اين را مي توان از جملات حماسي از پيش بر كاغذ نوشته شده اش فهميد . ايشان بيست و دوم خرداد را تكرار دوم خرداد دانستند و از جوانان كه شايد مهمترين رسانه ي مهندس موسوي باشند ، خواستند تا در راه تحقق تكرار اين حماسه كوشا باشند .

تصاوير مربوط به اين همايش باشكوه را در اينجا و اينجا ببينيد

+ نوشته شده در دوم خرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


امسال هدفمند تر از سال گذشته به نمايشگاه رفتم و تنها به غرفه هايي كه از پيش تعيين كرده بودم سركشي كردم ؛ اما با اين وجود اكثر انتشاراتي هاي مورد نظرم در نمايشگاه حاضر نبودند و باز هم نهايتا مجبور به غرفه بيني هاي بي هدف شدم .

آدرس دهي راهروهاي بخش ناشران دانشگاهي بسيار نامناسب بود ، بطوريكه براي خريد يك كتاب تمام بخش را گشتم تا به انتشارات مربوطه رسيدم و سراغ كتاب را از مسئول غرفه گرفتم و او گفت : «متاسفانه چاپ این کتاب تمام شده ! »

خوشبختانه امسال بطور كاملا اتفاقي به غرفه ي ناشر انحصاري كتاب هاي دكتر سروش برخورد كردم و بدون درنگ چند دي وي دي تصويري از سخنراني هاي ايشان تهيه كردم .

در نهايت اينكه امسال نحوه ي پرداخت هاي الكترونيكي مبالغ وضع مناسبي داشت و توانستم به راحتي از كارت به جاي پول نقد استفاده كنم .

پانوشت : كتاب كارايي هاي مختلفي دارد ، اما در هر حال در خدمت بشر بوده است .

+ نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت 1388 توسط یک حيوان ناطق |


آيا به موازات رشد تكنولوژي و پيشرفت ابزارآلات ماشيني ، معنويت و انسانيت نيز رشد خواهند كرد ؟ حتي با اين فرض كه مدرنيته رفاه را با خود به ارمغان مي آورد ، آيا مي توان نتيجه ي آن را همواره صلح و دوستي بين انسان ها دانست ؟ به نظر مي رسد كه حداقل تاكنون در واقع چنين نبوده است . كافيست به تفاوت روابط گرم خانوادگي در گذشته و روابط خانوادگي امروزي توجه كنيم تا متوجه نبود رابطه اي معنا دار ميان تكنولوژي و دوستي و صميميت ( و حتي رفاه ) شويم .

در مسير دانشگاه به اين موضوع فكر مي كردم كه متوجه رابطه ي مترو با موضوع مورد بحث شدم ! ( و شايد مترو جرقه ي تفكر در مورد اين موضوع را در ذهنم ايجاد كرد ) و جملات زير به ذهنم خطور كرد :

-----------------------

همگي منتظر فن مدرن

لب سكوي سقوط

كه شتابان آمد

-----------------------

و هجوم بشر عصر اتم

سوي سلول قطار

باز هم تجربه ي تنگي قبر !

باز هم قحطي انسان بودن

و قطاري كه سرانجام نداشت

-----------------------

جنبش تكنولوژي

چه به سرعت همه را در دل تاريكي برد

-----------------------

ميله هاي قفس تنگ قطار

چه نمك نشناسند

حرمت گرمي دستان تو را نشناسند

غاصب منزل دستان تو اند

----------------------

... و صدايي مي گفت

كه توقف گاه است

و توقف گاهش

دو سه گام از ظلمت فاصله داشت

 

+ نوشته شده در بیست و یکم فروردین 1388 توسط یک حيوان ناطق |


شايد بتوان گفت كه بيشتر انسان ها از قدرت ذهني ( روحي ) فوق العاده ي نوع بشر بي خبر هستند و حتي عده ي وسيعي از افراد منكر اين نيروها هستند . نيروهايي كه جلوه هاي مختلف آن را هر از گاهي در برخي از انسان ها مي بينيم ؛ مثل انرژي درماني ، تاثير بر روي اجسام از راه دور و تله پاتي .

باور اين رفتارها به علت غير معمول بودنشان براي همه ي افراد آسان نيست ؛ اما من معتقدم كه اين رفتارها نه تنها عجيب نيست ، بلكه مي توان اين نيرو ها را با تمرين و ممارست شكوفا كرد و در خدمت انسان ها قرار داد ؛ و بنابراين نبايد اين قدرت ها را نيروهاي فوق بشري ناميد .

اگر بنا باشد كه اين قابليت ها را عجيب بدانيم ،بايد متذكر شويم كه ابعاد روحي و حتي جسمي عجيب در انسان كم نيست ( قابليت هايي مثل تفكر ، تكلم و ... ) ؛ و شايد بتوان تمام قابليت هاي انسان را به نوعي معجزه دانست ( و انسان را آيت بزرگ خداوند ) ؛ اما اين قابليت ها به دليل بالفعل بودن در همه ي انسان ها ، وجه اعجاب برانگيز خود را از دست داده اند .

شايد روزي بيايد كه اين قابليت ها در همه ي انسان ها پرورش يابد و آشكار شود و حتي براي استفاده از اين نيروها قوانيني وضع شود . اما واضح است كه صرفِ داشتن اين نيروها بر ارزش معنوي كسي نمي افزايد و كسي كه به كارهاي به ظاهر عجيب دست مي زند ، لزوما روح بزرگي ندارد . 

+ نوشته شده در بیستم اسفند 1387 توسط یک حيوان ناطق |


در مورد صيقل X

گـر نخـورد ديده ي اهــل نظـر
صيقل حيرت ز تماشا چه حظ

برداشت هاي شخصي از «ما هو موجود» را خواهم نوشت

شايد فرنود ناپذير باشند ، ‌ليكن از دل برآمده اند

سخنانم را بشنويد و نپذيريد ، تا وقتي كه خود بدان نرسيده ايد

خود را موظّف به پاسخگويي به نظرات خواننده مي دانم

دوست عزيز ؛ درج نظر بدون خواندن مطلب ممنوع مي باشد
......................................
فرنود : برهان


صفحه نخست
رايانامه ي نويسنده


»» عكس برگزيده ««

اينجا تهران است
ميز گرد
اين مرد كيست ؟
شنا در آب آلوده
جل الخالق
دكتر حداد عادل
مادربزرگ اوباما
مهندس موسوي
ثبت نام انتخابات
تلاش انتخاباتي
آرشیو عكس هاي برگزيده


نوشته های پیشین

تیر 1388

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


نوشته هاي پيشين
ترديد

دور نا باطل

بازنشستگي واژه ها

محصولي كه به همه ي ما فروخته شد

حقايق و عقايد

از موانع نقد صحيح سخن

اعتبار ذاتي

عقل و دين

ظلم مي كنم ، قربة الي الله

يك نكته

حجاب علم

تعصب بيجا

از المپيك ورزشي تا المپياد علمي

جواني

محدوديت شيرين

احتياط

ريسك براي چه

فقط خدا

فقر و غنا

دكتر الهي قمشه اي

جاهلان مريض

مي گذرد

آيت الله العظمي انسان

تكنولوژي

و اما نمايشگاه كتاب

امروز ، آزادي

معجزه ي هزاره ي سوم

لياقت ايراني

Down...

Stop...

Up