تبليغاتX
صیقل

صیقل

 

خطوط غير موازي 

در فضايي به دور از عقل و انصاف

به يكديگر انگ انحراف مي زنند !

 

 

 

+ نوشته شده در بیست و یکم شهریور 1388 توسط یک حيوان ناطق |


يكي از ميان رشته هاي نو ظهور دانشگاهي ، رشته ايست كه به موضوع طب اسلامي مي پردازد . پيش از اين طب اسلامي به عنوان يك علم و توسط متخصصان علوم پزشكي مورد بررسي قرار نگرفته بود .

اما به نظر مي رسد كه بحث رابطه ي علوم پزشكي و منابع ديني نياز به يك بازنگري مبنايي مجدد دارد . در واقع محققي كه قصد كاوش در اين زمينه را دارد بايد پيش از هر چيز به موانع و ترديد هاي موجود در موضوع مورد پژوهش و همچنين ميزان ارزش فراورده هاي احتمالي حاصل از بررسي هاي تخصصي بينديشد و به مبهمات موجود از ديد يك پژوهشگر با ديده ي تامل بنگرد .

جدي ترين پرسش در اين فضا ، اساسا امكان ايجاد ارتباط بين متون ديني و مسائل پزشكي را زير سوال مي برد . بايد به اين سوال پاسخ گفت كه آيا منابع ديني مي تواند به عنوان يكي از منابع علمي دانش طب مورد استفاده قرار گيرد يا خير ؟ به نظر مي رسد كه حتي در صورت پاسخ مثبت به اين سوال ، نمي توان دايره ي ارتباط آن دو را وسيع دانست . اهم اشكالات احتمالي را مي توان در چند مورد خلاصه كرد :

۱ . در رده ي پر اهميت ترين مسائل بايد به چرايي اعتقاد به وجود چنين رابطه اي فكر كرد . اصولا به چه دليل وظيفه ي بزرگان دين را از تبيين امور ديني به بيان مسائل غير ديني تعميم مي دهيم ؟ آيا بزرگان ديني ادعاي الگو بودن در مسائل غير ديني را داشته اند ؟

۲ . نژاد ، عادات ، آب و هوا ، خوراك و شرايط زيست متفاوت عرب ها نسبت به ما ، امكان كشف و اثبات روش هاي درماني جديد را از طريق بررسي حالات مردم آن زمان با وجود وضعيت مذكور كاهش مي دهد .

۳ . طبيعي ست كه تجويز هاي دارويي و درماني با توجه به محدوديت هاي غذايي و امكانات آماده سازي محدود آن زمان صورت مي گرفته است و بنابراين لزوما نمي توان به برتر بودن روش هاي درماني سفارش شده بر شيوه هاي درماني كنوني حكم كرد .

۴ . در سنديت بسياري از احاديث مرتبط با پزشكي شك و ترديد هاي جدي وجود دارد .

با وجود اين مسائل شايد نگاه غير تعبدي به احاديث پزشكي در دايره اي نه چندان وسيع نتايج قابل قبولي داشته باشد .

+ نوشته شده در شانزدهم شهریور 1388 توسط یک حيوان ناطق |


فضاي فكري بسياري از انسان ها را در مقام قضاوت در مورد افراد ، مي توان به منطق صفر و يك تشبيه كرد . به اين معنا كه برخي افراد توانايي پذيرش حد اوسطي از مقامات معنوي براي افراد تاريخي را ندارند و از لبه ي پرتگاه قضاوت به دره ي افراط يا تفريط سقوط مي كنند . مقام و منزلت يك شخص را تا درجه ي عصمت بالا مي برند و به ذره اي كمتر از آن قناعت نمي كنند و مقام ديگري را تا جايي پايين مي آورند كه شايسته ي لعن و نفرين مي شود . اين اشتباه فكري و فراگير در اغلب موارد در مورد افرادي به وقوع مي پيوندد كه به طريقي با دين و مذهب پيوندي نزديك داشته اند .

به نظر مي رسد اين خصوصيت منحصر در يك گروه و فرقه نيست و خصلت قهرمان سازي در عمق فرهنگ اكثر ملت ها رسوخ دارد . شايد نتيجه ي ريشه يابي اين موضوع ، ما را به تفكر قديمي بشريت در مورد دو قطب مثبت و منفي حاكم بر جهان برساند .

در هر صورت اين طرز تفكر حداقل در جامعه ي ما به معضلي تبديل شده است كه منجر به ايجاد بسياري از تعصبات و درگيري ها مي شود .

+ نوشته شده در ششم شهریور 1388 توسط یک حيوان ناطق |


 اگر چه لحظه لحظه ي سفر عمره سرشار از ياد خداست ، اما هر كس بنا به معرفت و ظرفيت و حال معنوي خود از گوشه اي از اين مجموعه ي عظيم سهم خود را مي گيرد . مي توان حدس زد كه يكي از اين موقعيت ها وقتي ست كه براي اولين بار نگاه ها با كعبه آشنا مي شوند . مكعبي سنگي كه هزاران سال نماد توحيد بوده است . كعبه اي كه رد پاي خداست در زمين ، تا انسان فراموشكار گهگاه با ديدنش تجديد خاطره كند .

نمايان ترين ويژگي كعبه سادگي آن است . كعبه به يك لباس سياه اكتفا كرده است . يك در و يك ناودان تنها تزئينات آن است . كعبه حتي قامتش را در قياس با ساختمان هاي اطراف مسجد الحرام به رخ ناظرش نمي كشد . كعبه مي گويد كه ارزش و تقدسم را از جاي ديگري به ارث برده ام .

اما نبايد تنها به نظاره ايستاد . ليس للانسان الا ما سعي . سعي صفاي خاصي دارد . خصوصا وقتي هروله كنان مي دوي و چه قدر در آن موقعيت خودت را حقير مي يابي . و در انتهايش تنها تزئيناتي را هم كه داري از تو مي گيرند تا تمام تشخصت را از دست بدهي و غروري برايت نماند . اينجاست كه مي تواني نزد كعبه برگردي تا بگويي درس سادگي ات را آموختم و به كار بستم .

+ نوشته شده در بیست و نهم مرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


ايدئولوژي مردمان يك كشور ، سخت متاثر از طرز تفكر حاكمان آن مملكت است . البته نبايد جز اين انتظار داشت . انسان (همچون جوجه اردكي كه سر از تخم بيرون مي آورد و اولين موجودي را كه مي بيند مادر خود مي پندارد ) در جامعه اي رشد مي كند كه فضاي رسانه اي آن همسو با انديشه هاي حاكم بر جامعه است و او چيزي نمي بيند جز آن چه حاكمان مي خواهند و چه سخت است براي چنين شخصي انديشه هايي متفاوت داشتن .

حتي پيكر خوش نقش دين نيز از تيشه ي تفكر غلط حاكمان يك كشور در امان نيست . مذهب و آيين يك كشور به ناچار مي بايست كه از فيلتر حاكميت عبور كند و چه بسا امور مهم ديني كه نامهم جلوه اش دهند و فراوان امور فرعي كه اصلش تلقي مي كنند . دين محدود و محدود تر مي شود و محدوديت همان دين و دين همان محدوديت انگاشته مي شود . احكام دين به مردم تحميل مي شود و مردم نيز طعم دين را نچشيده آن را مي بلعند . تنگ نظري صاحبان قدرت و استفاده هاي ابزاري از دين از عوامل اصلي ايجاد چنين فرآيندي در يك كشور است .

اين پديده دين را از پشت خنجر مي زند و بيش از هر حيله اي كه براي ضربه زدن به دين بكار گرفته مي شود ، موثر است .

+ نوشته شده در نهم تیر 1388 توسط یک حيوان ناطق |


در دنياي كنوني ، هر حركت و جنبش و تفكري در سايه ي اقتصادي قوي گسترش پيدا خواهد كرد . فرهنگ را به كالايي تشبيه مي كنم كه هر اندازه هم مرغوب باشد ، بدون تبليغات موثر و حمايت هاي مالي خريداران زيادي نخواهد داشت . اقتصاد پويا لازمه ي هر ترقي و پيشرفتي در كشور است . faghr

تصور صادرات فرهنگ و دين به جهان و حتي احياء آنها در يك كشور ، بدون سرمايه گذاري هاي مالي توهمي بيش نيست . نمي توان صحبت از ترويج ديانت در جامعه كرد اما اقتصاد را ناديده گرفت . اين نكته را شرق و غرب متوجه شده اند و با سرمايه گذاري هاي وسيع به دنبال برقراري حكومتي جهاني تحت حاكميت فرهنگ و آيين خود هستند . 

از اين مقدمه ي كوتاه مي توان نتيجه گرفت كه چرا پرداختن صحيح به اقتصاد كشور به عنوان يكي از مولفه هاي اصلي انتخاب در بحث رياست جمهوري مورد توجه قرار مي گيرد .

طبيعتا در جامعه اي كه افراد به سوي فقر در حركت هستند ، دغدغه ي اصلي مردم آن جامعه تهيه ي نان شب و تلاش براي بقا خواهد بود و صحبت از دينداري عاقلانه و آگاهانه مطرح نخواهد بود . وضع مالي نامناسب نه تنها عده اي را به دزدي ، فحشا و مفاسد مالي سوق مي دهد ، بلكه حاكميت ديني و بالتبع دين را نزد گروهی وسیع تر بد نام مي كند .

تاريخ نشان داده است كه مردم با فرهنگ ايران همواره بر صراط مستقيم انسانيت و در جهت اجراي احكام الهي حركت كرده اند ؛ اكتفاي حاكمان به حفظ ظواهر ديني در جامعه براي چنين مردمي كه خود در مسير دينداري و شريعت گام بر مي دارند بيهوده است . اين يك تفكر غلط است كه مردم اگر شكمشان سير شد طغيان مي كنند اما متاسفانه گاهي حاكمي كه خود زاهد است ، زهد را بر مردم تحميل مي كند .

ايراني لايق اين محروميت ها نيست . ايراني لايق بهترين امكانات و شرايط است .

+ نوشته شده در هشتم خرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


كاملا به خاطر دارم كه چرا چهار سال پيش نه تنها در مرحله ي اول ، بلكه در هر دو مرحله ي انتخابات رياست جمهوري به رئيس جمهور فعلي راي دادم . به مردي راي دادم كه ادعا مي كرد مشكل امروز ما مدل موي جوانمان نيست و دولت بايد اقتصاد را سامان دهد . به مردي راي دادم كه ادعا مي كرد پول نفت را سر سفره هاي مردم مي آورد ؛ به مردي كه ادعاي اجراي عدالت و آزادي را داشت . ahmadinejad

به او راي دادم ، چرا كه آرمان هاي او را در ظاهر فراتر از اهداف ديگر نامزد ها مي ديدم . حتي از زهد و سادگي و پركاري او مطلع بودم . مي دانستم كه برخلاف بسياري از صاحبان قدرت ، به دنبال دزدي و استفاده ي شخصي از بيت المال نيست .

 اكنون چهارسال از آن زمان مي گذرد . شايد برداشت من و عده اي ديگر ، از اين شعار ها با آن چيزي كه در ذهن ايشان بوده است تفاوت دارد و لذاست كه تصور مي كنيم اين شعار ها نه تنها محقق نشده اند بلكه در اين مدت بر خلاف آن ادعاها رفتار شده است .

در هيچ فرهنگي آزادي را بركناري اساتيد و روشنفكران از منصب خود و بستن پي در پي روزنامه ها و سايت هاي سياسي معنا نكرده اند . هيچ انساني شجاعت را دشمن سازي نمي داند و هيچ عاقلي ، دفاع رئيس جمهور از وزير قلابي را خدمت به ملت نمي پندارد .

اكتفا به اجراي ظواهر ديني و حواله كردن ناخواسته ي مشكلات به خدا و پيغمبر و اهل بيت عليهم السلام با كدام منطق سازگار است ؟ زهد دولت از يك طرف و خروج ارز هاي كلان به واسطه ي بيان سخنان نسنجيده از سوي ديگر چه توجيهي دارد ؟

چرا در اين چهار سال ، صاحبان قدرت عملا به جرگه ي مقدسات پيوسته اند ؟ آيا وقت آن نيست كه كمتر از دين بگوييم و بيشتر به آن عمل كنيم ؟

+ نوشته شده در هفتم خرداد 1388 توسط یک حيوان ناطق |


در مورد صيقل X

گـر نخـورد ديده ي اهــل نظـر
صيقل حيرت ز تماشا چه حظ

برداشت هاي شخصي از «ما هو موجود» را خواهم نوشت

شايد فرنود ناپذير باشند ، ‌ليكن از دل برآمده اند

سخنانم را بشنويد و نپذيريد ، تا وقتي كه خود بدان نرسيده ايد

خود را موظّف به پاسخگويي به نظرات خواننده مي دانم

دوست عزيز ؛ درج نظر بدون خواندن مطلب ممنوع مي باشد
......................................
فرنود : برهان


صفحه نخست
رايانامه ي نويسنده


»» عكس برگزيده ««

وزارتخانه هاي جديد
لجن درماني
كلاغ پر در مجلس
قبر شعبان بي مخ
هلو
موسوي و جومونگ
آيت الله صانعي در جبهه
نقاشي سه بعدي
كلام دكتر شريعتي
شوخي افغاني
آرشیو عكس هاي برگزيده


نوشته های پیشین

شهریور 1388

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


نوشته هاي پيشين
ترديد

دور نا باطل

بازنشستگي واژه ها

محصولي كه به همه ي ما فروخته شد

حقايق و عقايد

از موانع نقد صحيح سخن

اعتبار ذاتي

عقل و دين

ظلم مي كنم ، قربة الي الله

يك نكته

حجاب علم

تعصب بيجا

از المپيك ورزشي تا المپياد علمي

جواني

محدوديت شيرين

احتياط

ريسك براي چه

فقط خدا

فقر و غنا

دكتر الهي قمشه اي

جاهلان مريض

مي گذرد

آيت الله العظمي انسان

تكنولوژي

و اما نمايشگاه كتاب

امروز ، آزادي

معجزه ي هزاره ي سوم

لياقت ايراني

دين حكومتي

مكعب مقدس

منطق صفر و يك

طب و اسلام

Down...

Stop...

Up